تبليغاتX
من مثل هیچکس
 

می دونم کسی منتظر پست جدید نیست اما اگه اومدی و دیدی خبری نیست بدون که رفتم

خداحافظ

پ ن : به خاطر خاطره هایی که از اینجا دارم هنوز می تونه نفس بکشه.

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387;ساعت 20:51; توسط ...; |

 

داد معشوقه به عاشـق پیغام * که کــند مــــادر تو با مــن جــنگ

هر کـجا ببیـــندم از دور کـــند * چــهره پرچــیـن و جـبین پر آژنــگ

با نـــگاه غضــب آلـــوده زنــــد * بـــر دل نازک مــن تــــیر خـــدنگ

از در خــــانه مـــرا طــرد کـــند * همچو سـنگ از دهــن قلماسنگ

مادر سـنگ دلـت تا زنده است * شهد در کام من و توست شرنگ

نشــوم یک دل و یک رنگ تو را * تا نســـازی دل او از خـــــون رنـگ

گر تو خواهی به وصالم برسی * باید این سـاعت بی خوف و درنگ

روی و سینه ی تنـــگش بدری * دل بـرون آری از آن سینه ی تــنگ

گرم و خونین به منـش باز آری * تا بـــــرد ز آیــنـه ی قـــلبم زنــــگ

عاشــــق بی خرد نا هـــنــجار * نه بَل آن فاسق بی عصمت و ننگ

حــــرمت مـــادری از یاد بــــبرد * مســـت از بـــاده و دیــوانه ز بنگ،

رفـــت و مــادر را افکند به خاک * سیـــنه بــدرید و دل آورد به چــنگ

قصد سر منزل معـــشوقه نمود * دل مـادر به کَفـَــــش چون نارنـــگ

از قضــــا خورد دم در به زمـــین * و انـــدکی رنــــجه شــد او را آرنگ

آن دل گرم که جان داشت هنوز * اوفـــــتاد از کــــف آن بی فـــرهنگ

از زمین چو باز برخاســـت،نـمود * پــــی برداشــــــتن دل، آهـــنـــگ

دیـــــد کز آن دل آغشته به خون * آید آهســــته بــــرون این آهنگ:

آه دست پسرم یافت خراش! * وای پـای پسرم خورد به سنگ!

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387;ساعت 0:53; توسط ...; |

 

می خواهند نامشان و نانشان را با هم تقسیم کنند.

تنهاییشان را نیز

در زیر سقف کوتاه خانه ای

که نبضش در هوای نفس هم می زند.

 

پ ن: خواهرم و امیرحسین آقا با هم ازدواج کردند.بهشون تبریک نمی گید؟

 

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387;ساعت 18:0; توسط ...; |

 

نه تو کنار منی ، نه من کنار خودم

ما پشت اين بهار ها

دائم داريم خودمان را هاشور می زنيم

و ماهی هايمان

حالا که گرد ماه نمی گردند

چاره ای جز دل خوش کردن به تماشای سيب و سبزه ندارند

...

سال نو مبارک

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387;ساعت 8:26; توسط ...; |

 

 

بعد از سالها مشخص شد که

مترسک عاشق کلاغ نشده بود

قضیه لج بازی با مزرعه دار بوده.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386;ساعت 23:3; توسط ...; |